|
|
وجه
تسميه و پيشينه تاريخي استان
چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينهاش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين
آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از
تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست.
از جمله حاكمان اين
منطقه میتوان از شخصی به
نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته
نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.
|
|
مشخصات جغرافيايي استان
چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش
كوههای داخلی و
استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به
استان اصفهان، از غرب
به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود
است. استان چهار
محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی
پهنای شمالی و 59
درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار
گرفته است. اين استان
منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه
ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از
باختر به طرف خاور
نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و
به دره های باز و
دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان،
كيار، گندمان، ميزدج
ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و
بختياری 6 شهرستان دارد
كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و
اردل است. بر اساس
آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود
763912 نفر بوده است. استان
چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و
رسوم حاكم بر جامعه
بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری
درمنطقه است كه از
جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند. |
آثار تاريخي
«آقار سنگي صخره ايي
» برد گوري ها (در بهمن آباد و دوآب صمصامي و سرحون
) نقوش برجسته سنگي (شيرين ، او، الگي در بازفت) مربوط
به دوره اليماييان
طاق سنگي هاي حوالي جونقان
پل خداآفرين در بازفت
كتيبه هاي سنگي ، تصويرنگاري جهان بين
نقوش چوپاني قلعه تك
كتيبه هاي سنگلي رخ
كتيبه هاي مشروطيت در پيرغار (فارسان
) ابنيه مذهبي
«مساجد»
مسجد اتابكان شهركرد و مساجد جامع شهرهاي شهركرد، نقنه،
كيان، هرچگان، فارسان، هفشجان، و دستگرد امامزاده و حاج شيخ علي بروجن.
«بقاع متبركه»
امامزادگان حمزه علي (ع) در بلداجي، سيدبهاالدين (ع) در
شيخ شبان، محمد(ع) در بارده، عبدالله (ع) در سورك، عسكرعلي (ع) در گندمان، حيدربن
مالك (ع) در باباحيدر، حليمه و حكيمه خاتون (س) در شهركرد و علي اكبر(ع) در دستگرد
و...
«سقاخانه ها»
سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) در شهركرد.
|
|||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
روز عشق : سپندارمزگان
روز
26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار
مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز
عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه
بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از
روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا
مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین
راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و
فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است.
سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.
زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می
نگرد و همه را چون مادری در دامان پر
مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر
ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می
شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا
شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و
كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه
در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ
نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در
كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز
زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده
و از آنها اطاعت می كردند.
ملت
ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون
جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی
روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی
ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ
باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها
هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند.
آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه
ملت های دیگر شیوه های زندگی و
فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه
عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از
سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم
كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار
زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن
ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا
جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم
دیگران،
بی
اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه
دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش
كرده اند!
***
برای
اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت
فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی
در تاریخ آن ملت نهاده شده است.
اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و
اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و
حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك
ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ
كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
یه
چیزم خودم اضافه کنم: یادتون باشه که
ولنتاین یه مناسبت دینی برای مسیحیاست. تو آمریکا بهش میگن Hallmark holiday که این
Hallmark یه شرکتیه که کارت پستال تولید می کنه. منظور این که جنبه تجاریم داره برای اینا. جشن
گرفتن ولنتاین اِند غرب زدگیه که هیچ،
اضافه به اون چه طرفدار دین باشید چه طرفدار فرهنگ پارسی باید از جشن گرفتنش جلوگیری کنید. مخصوصا که
سپندار مذگان فقط سه روز دیر تره و هنوز
چیزای ولنتاین و میفروشن!!!
پس
چه تو ایران زندگی می کنید چه
جای دیگه، جون اون کسی که تو این روز دوسش دارین فقط سه روز بیشتر صبر کنید و روز عاشقا رو ایرونی جشن بگیرید
هپاتیت
هپاتیت
به معنی التهاب کبد است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و
برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت آنهم از نوع
C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را
نشان میدهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در
موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز میکند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و
خونریزیهای گوارشی و ... است .
عامل
بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا میتواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید.
ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن
درمان میتواند حیات بیمار را تهدید کند .
در
ایران بالغ بر ۳٪ افراد آلوده به این ویروس میباشند
یرقان
, تیره شدن رنگ ادرار است و این بیماری در افراد بالغ شدید تر از از کودکان
است.
ویروس
هپاتیت A: این نوع هپاتیت توسط یک ویروس شدیدا آلوده کننده و مضری ایجاد می شود و از
طریق تماس های نزدیک قابل انتقال است.
عمده ترین انتقال آن از طریق دهانی- مدفوعی می باشد یعنی در
مناطقی که بهداشت رعایت نشده و پس از دستشویی دستها با آب و صابون شسته نمی شود و
با همان دست غذا خورده می شود این ویروس به راحتی انتقال می یابد. همچنین در اثر
آب, غذاها و شیر آلوده و همچنین در اثر خوردن صدف و گوشت نپخته ماهی انتقال می یابد.
در زمانی که علائم بیماری و زردی بروز کرد فرد فقط باید استراحت کند تا ویروس توسط
دفاع سیستم ایمنی بدن مهار شود و به تدریج التهاب کبدی به وضعیت سابق برگردد. ویروس هپاتیت B: این ویروس جزء
ویروسهای کبدی DNA دار طبقه بندی می شود. از طریق مایعات بدن, خون, مقاربت جنسی ودر
ماههای آخر حاملگی از مادر به جنین منتقل می شود و ابتلا به این بیماری هیچ
ارتباطی به سن, فصل و جنس ندارد. دارای دروه کمون متوسط سه ماهه است. در ۵ تا ۱۰
در صد مبتلایان تبدیل به حالت مزمن می شود و گاهی منجر به سرطان کبد می شود. بافت
هدف این بیماری و میزبان آن محدود و فقط در کبد, گاهی پانکراس و کلیه انسان و
میمون را نیز آلوده می کند. این ویروس کوچک, دارای پوشش, دارای DNA دو رشته و حلقوی
که قسمتی از آن تک رشته ای است ودارای آنزیم است .
روشهای انتقال
این
ویروس عمدتاً از طریق تماس با خون افراد آلوده منتقل میشود
.
همچنین
روشهای زیر میتواند باعث انتقال این ویروس گردد :
جلوگیری
برای
جلوگیری از انتشار این ویروس کارهای زیر ضروری به نظر میرسد:
آزمایشها
از
دیگر نکات مهم در مورد این ویروس این است که به تدریج به کبد آسیب میرساند. یک
کبد سالم مواد شیمیایی مورد نیاز بدن را میسازد و مواد سمی را از خون خارج میکند.
وقتی شما به این بیماری مبتلا میشوید کبد شما ملهتب میشود و بافت طبیعی تخریب
شده به جای آن بافت فیبری و فرسوده میماند
.
پس
از تشخیص پزشک آزمایش کبد انجام میگیرد. این کار از طریق آزمایشهای خون،
سنوگرافی و نمونه برداری از کبد کار بسیار آسانی است و از طریق بی حسی موضعی و از
طریق یک سوزن نمونه گیری انجام میشود و بیمار حداکثر یک روز در بیمارستان بستری
میشود .
بنای
زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد8رساند
در دامنه کوه آلپ در شمال
ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در درهای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که
قدمت آن به قرون وسطی میرسد، این دهکده منظرهای چشمنواز دارد، اما بنای عجیبی
که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار
دارد.
30
متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را میتوان با
شهر افسانهای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.
این
بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرتانگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را
در سینه حبس میکند.
این ساختمان را میتوان به یک
کتاب سهبعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت میکند. معبدها به وسیله تونلهای
به شدت آراستهای به هم متصل شدهاند. حجم این تونلها به 300 هزار فوت مكعب میرسد.
اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفتانگیز را دارند.
تالار
زمین
جالب
است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.
اگر تا اینجا را خوانده باشید،
شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!
این
بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو
آیرودی» Oberto Airaudiده ساله بود، دچار تجربههای دیداری عجیبی میشد
،او تصاویر عجیبی میدید که فکر میکرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرتانگیز
باشد.
اوبرتو
تواناییهای ماوراء طبیعی داشت، او میتوانست مناظر دور را ببیند و جزئیات
ساختمانی هر بنایی را تصور کند...
سرانجام
او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو»
خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری
سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای
در آنجا ساخت.
شیشهکاری
سقف تالار آینهها
تالار
آینهها
در
آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز
کردند. نام Damanhur از نام
معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را میدهد.
از
آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی
با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه
کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد
شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحیشدهای برای معبد داشته باشند، تنها به
طرحها و تصورات اوبرتو متکی بودند.
در
سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با
نقاشیها ، کاشیها، تندیسها و درهای مخفی و پنجرههایی با شیشه رنگی پوشیده شد.
تالار
کرهها
اما
در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر
فرار از پرداخت مالیات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدیتر بود،
آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را
دینامیت نابود خواهند کرد!!!
دادستان
منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به
نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند.
مقامات
سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی
تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند.
امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhurمشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشا