تبليغاتX
لیلبک
لیلبک
لیلبک
فيلتر شكن
فيلتر شكن جديد
فيلتر شكن به روز
فيلتر شكن قوي
فيلتر شكن با سرعت بالا
اين كلمات را در روز چندين بار و چندين هزار نفر سرچ مي كنند و فكر كنم بيشترين آمار را داشته باشه اما به نظر من اگه به جاي اين كلمات از يه سري كلمات علمي استفاده بشه بهتره چون چيز آنچناني هم در سايت هاي فيلتر شده پيدا نمي شه (به جز سايت هايي كه اشتباهاً‌فيلتر مي شن) .
|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت 17:42 | موضوع:

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينهاش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه میتوان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.
در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت.
از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيرههای بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت میكرد. در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند.
پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد. در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.
پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ، گردن نهادند.
از اواسط پادشاهی قاجار، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند )، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود. بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود :
-
سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند.
-
علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد.
-
محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد.
-
در طول دوره حكومت سلسله های صفوی، ‌افشار، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند.
سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تاثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعددي است.   

 بالا  

 

مشخصات جغرافيايي

استان چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش كوههای داخلی و استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود است. استان چهار محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و 59 درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار گرفته است. اين استان منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از باختر به طرف خاور نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و به دره های باز و دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان، كيار، گندمان، ميزدج ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و بختياری 6 شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و اردل است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود 763912 نفر بوده است. استان چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و رسوم حاكم بر جامعه بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری درمنطقه است كه از جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند.  

آثار تاريخي

«آقار سنگي صخره ايي

» برد گوري ها (در بهمن آباد و دوآب صمصامي و سرحون

) نقوش برجسته سنگي (شيرين ، او، الگي در بازفت) مربوط به دوره اليماييان

طاق سنگي هاي حوالي جونقان

پل خداآفرين در بازفت

كتيبه هاي سنگي ، تصويرنگاري جهان بين

نقوش چوپاني قلعه تك

كتيبه هاي سنگلي رخ

كتيبه هاي مشروطيت در پيرغار (فارسان

) ابنيه مذهبي

«مساجد»

مسجد اتابكان شهركرد و مساجد جامع شهرهاي شهركرد، نقنه، كيان، هرچگان، فارسان، هفشجان، و دستگرد امامزاده و حاج شيخ علي بروجن.

«بقاع متبركه»

امامزادگان حمزه علي (ع) در بلداجي، سيدبهاالدين (ع) در شيخ شبان، محمد(ع) در بارده، عبدالله (ع) در سورك، عسكرعلي (ع) در گندمان، حيدربن مالك (ع) در باباحيدر، حليمه و حكيمه خاتون (س) در شهركرد و علي اكبر(ع) در دستگرد و...

«سقاخانه ها»

سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) در شهركرد.

 

 

 


استان چهارمحال و بختیاری كه آن را دیار دلاورمردان اصیل و نجیب و جشنواره رنگ‌ها و فرهنگ‌ها خوانده‌اند، بین استان‌های اصفهان و خوزستان قرار گرفته و دارای جاذبه‌های گردشگری متعددی است.
























این سرزمین زیبا و خرم كه رودخانه‌ای پر آب و جنگل‌های انبوه، مراتع و چمنزارهای سبز با صفا قسمتی از آن را فرا گرفته است، با كوه‌های مرتفع و دره‌های عمیق و گذرگاه‌های باشكوه و بلند، صخره‌ها و یخچال‌های طبیعی خیره‌كننده و عظیم، مناظری بسیار متنوع و خیال‌انگیز پیدا كرده و از همه زیباتر، در فصل بهار دامنه كوه‌ها از گل‌های قرمزرنگ مستور می‌شود و رنگ تیره صخره‌ها را به رنگ آتش در می‌آورد.
تاریخ بختیاری
استان چهارمحال و بختیاری كه آن را دیار دلاورمردان اصیل و نجیب و جشنواره رنگ‌ها و فرهنگ‌ها خوانده‌اند، بین استان‌های اصفهان و خوزستان قرار گرفته و دارای جاذبه‌های گردشگری متعددی است. قدیمی‌ترین آثار شناسایی شده در این استان، ابزارهای سنگی از دوره پارینه سنگی جدید و دوره آغاز نوسنگی بوده كه متعلق به ۱۰ تا ۱۱ هزار سال پیش است.پس از حاكمیت اسلام و در اوایل حكومت بنی‌عباس، سرزمین لرستان به دو شعبه لر بزرگ (بختیاری) و لر كوچك تقسیم شد كه لر بزرگ، یعنی بختیاری‌ها در این منطقه استقرار داشته‌اند. در زمان صفویه، بختیاری‌ها به دو بخش هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم شدند.پس از صفویه به خاطر سازمان قوی و مستحكم ایلی، بختیاری‌ها در تاریخ ایران نقش مهمی را ایفا كردند و در شكست افاغنه و بازسازی حكومت پس از آن نقش تعیین‌كننده‌ای داشته‌اند.
بارزترین نقش بختیاری‌ها در تحولات دوران مشروطیت، رهبری بخش مهمی از این جنبش عظیم ملی بوده است. مردم این استان غالبا فارسی صحبت می‌كنند، در روستاها به فارسی روستایی و در بعضی شهرها مانند شهر سامان، مردم به زبان تركی تكلم می‌كنند.
مركز استان
نام شهركرد كه تا چندی قبل دهكرد نامیده می‌شد، در اسناد به‌جا مانده از دوره زندیه به چشم می‌خورد. اگر اولین مقصد شما در این استان، شهركرد است، توصیه می‌كنیم حتما جاذبه‌های زیر را ببینید.
پل زمان‌خان
پل تاریخی (زمان‌خان) به طول ۲۲ متر، ارتفاع ۱۳ متر و با دو دهنه در نزدیكی شهر سامان برروی رودخانه زاینده‌رود بسته شده است. این پل به دستور زمان‌خان، رییس یكی از ایلات قشقایی كه روزگاری دامنه كوچ‌شان تا به این حدود می‌رسید، بر پایه‌های صخره‌ای احداث شد.
مسجد اتابكان
این مسجد، قدیمی‌ترین بنای مذهبی شناخته شده موجود در استان است و در مركز شهركرد به عنوان یكی از بناهای معماری در بافت قدیمی شهر جلوه‌گری می‌كند. مسجد اتابكان در اوایل قرن هفتم هجری قمری در دوران حكومت سلسله محلی اتابكان لر بزرگ به سبك مساجد قرون اولیه اسلامی ساخته شده است. در چوبی ارزشمند و نفیس آن به دلیل كاربری انواع هنرهای روی چوب، یكی از اسناد مهم تاریخی و فرهنگی محسوب می‌شود.
عمارت ستوده
بنایی كه امروزه به نام عمارت (ستوده) خوانده می‌شود، در واقع جزو آخرین بخش‌های بر جا مانده از مجموعه بناهای ارگ چالشتر و مربوط به اواخر دوره صفوی تا آخر دوره قاجاری است كه قسمت اندرونی عمارت مذكور، قسمت حاكم‌نشین را تشكیل می‌داده است.
گشت و گذار در سایر شهرهای استان
اگر در شهركرد، مركز استان هستید، به طرف شهر سامان حركت كنید. در چالشتر، سراغ كارگاه‌های قالیبافی و ساخت قفل‌های ظریف و دست‌ساز را بگیرید و دقایقی خیال خود را به دست تار و پود و نقش‌های اصیل این دیار بسپارید. برای بازدید از جاذبه‌های طبیعی و زیبای شهرستان كوهرنگ، چندین مسیر را می‌توانید انتخاب كنید، اما بهترین مسیر به این شرح است: فاصله ۳۲ كیلومتری شهركرد تا فارسان را طی كنید. در پنج كیلومتری فارسان و در كنار روستای ده‌چشمه، مجموعه طبیعی - تاریخی پیر غار را ببینید.
چشمه‌های پر آبی كه آب همچون دانه‌های الماس و مروارید از آن سرازیر می‌‌شود و آبشاری بلند و زیبا خلق كرده است و سرانجام كتیبه‌های تاریخی كه قسمتی از حوادث دوران مشروطیت را تداعی می‌كند و در مجموع، گردشگاه پیرغار را تشكیل می‌دهند. پس از دیدن پیرغار به فارسان برگردید و در جاده كوهرنگ حركت كنید. هر چه جلوتر می‌روید، زمین‌های اطراف‌تان سرسبزتر و هوا لطیف‌تر و گاه خنك‌تر می‌شود. در این مسیر به خوبی می‌توانید سیاه چادرهای عشایر خونگرم و مهمان‌نواز را مشاهده كنید.
هنگامی كه به چلگرد رسیدید، اولین چیزی كه توجه شما را جلب می‌كند، آبشار زیبای تونل اول كوهرنگ است. تونل كوهرنگ در سال ۱۳۲۲ جهت انتقال قسمتی از آب چشمه كوهرنگ و چشمه‌های مجاور به زاینده‌رود در چلگرد ساخته شد. تلاش برای انتقال آب به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد. در زمان صفویه، تلاش برای ایجاد شكاف در كوه كاركنان و انتقال آب، راه به جایی نبرد. آثار این تلاش و شكاف، هنوز بر پیكره كوه كاركنان پیداست. آبشار این تونل و فضای بسیار زیبای اطراف آن، مناظر بسیار زیبایی را برای هر بیننده‌ای ایجاد كرده است. در مجاورت تونل، پیست اسكی كوهرنگ قرار گرفته و اگر سفر شما در فصل زمستان باشد، امكان پرداختن به ورزش اسكی وجود دارد. پیست اسكی چلگرد یكی از شناخته‌شده‌ترین پیست‌های اسكی واقع در دامنه‌های كوه زاگرس است و دارای سه محور جداگانه برای خانواده‌ها، آقایان و خانم‌ها بوده و به دلیل طولانی بودن فصل سرما و نیز آرامش اكثر روزهای سال، در تمام فصل زمستان قابل استفاده است. در ضمن هتل كوهرنگ نیز برای استراحت و اقامت، مكان مناسبی است.در ده كیلومتری چلگرد، چشمه زیبای دیمه قرار گرفته است. آب این چشمه به آب خروجی تونل اول و دوم كوهرنگ می‌پیوندد. این چشمه نیز در روستای دیمه قرار گرفته است و آب آن، از گواراترین آب‌های جهان است و خواص درمانی نیز دارد. این مكان به دلیل دارا بودن فضاهای سرسبز و خرم اطراف خود، از دیرباز به عنوان یكی از تجمع‌گاه‌های ایلات و عشایر بختیاری شناخته شده است.مناظر زیبا و چشمگیر و فضاسازی اطراف چشمه‌، این مكان را در ردیف زیباترین گردشگاه‌های شهرستان كوهرنگ قرار داده است. در نزدیكی این چشمه، كارخانه آب معدنی دیمه قرار دارد.
دشت لاله‌های واژگون
اگر سفر شما در اوایل اردیبهشت‌ماه باشد، با طی دو كیلومتر بعد از روستای دیمه به دشتی پر از لاله‌های سرخ و زرد واژگون می‌رسید. در بین راه، زردكوه سرافراز و استوار بختیاری با قله‌های زیبایش همچون شاه شهیدان و هفت‌تنان در سمت چپ شما خودنمایی می‌كند. جالب است بدانید در پشت این رشته كوه بلند و پوشیده از برف، منطقه‌ای بكر و جنگلی به نام بازفت افسونگری می‌كند. هوای لطیف، سبك و پاك دشت لاله‌ها و پوشش گیاهی بسیار غنی و ارزشمند آن، چشم هر بیننده‌ای را می‌نوازد.
سایر دیدنی‌های استان
تالاب گندمان، گردشگاه سیاسرد، گردشگاه گردبیشه، امامزاده مادر و دختر، مسجدجامع شیخ‌علی، تالاب بین‌المللی چغاخور و امامزاده حمزه علی از جاذبه‌های شهرستان بروجن است.تالاب چغاخور با مساحتی بیش از دو هزار و سیصد هكتار در دامنه ارتفاعات بر آفتاب و كلار، همچون نگینی می‌درخشد و هر ساله پذیرای انواع پرندگان مهاجر و بومی، انواع مرغابی، انواع حواصیل، لك‌لك سفید، خروس كولی و آبزیانی چون ماهی كپور و نوعی از ماهیان گورخری است.
این تالاب در مسیر جاده شهركرد به ایذه قرار دارد و با شهركرد حدود شصت كیلومتر فاصله دارد. امامزاده حمزه علی نیز در ۳۵ كیلومتری بروجن و پنج كیلومتری غرب بلداجی بر بالای تپه‌ای قرار گرفته است. این مكان، یكی از قطب‌های مهم سیاحتی و زیارتی منطقه محسوب می‌شود و به سبب موقعیت طبیعی مطلوب، نزدیكی به تالاب چغاخور و آب و هوای خنك، سالانه هزاران نفر از علاقه‌مندان، از استان‌های مختلف به این منطقه سفر می‌كنند. امكان اردو زدن و كمپینگ نیز در این مكان وجود دارد.
جاده‌ای كه شهركرد را به ایذه وصل می‌كند، بسیار زیباست و قسمت عمده آن از شهرستان اردل می‌گذرد. در این جاده، با رسیدن به اولین دوراهی، جاده اردل را انتخاب كنید. بیست كیلومتر جلوتر، در یك تنگه زیبا به نام (دركش وركش) می‌توانید طاق‌های سنگی موسوم به خان اولی را مشاهده كنید.
از جاذبه‌های منحصر به فرد شهرستان لردگان، می‌توان به چشمه برم اشاره كرد كه در مركز شهر لردگان، گردشگاهی به همین نام را به وجود آورده است. این چشمه، علاوه بر تامین آب كشاورزی، یكی از سرشاخه‌های كارون به حساب آمده و چشم‌انداز زیبایی را برای شهر لردگان به وجود آورده است. اطراف این چشمه، به صورت پاركی جهت تفریح، تفرج و گذراندن اوقات فراغت اهالی شهر لردگان و گردشگران، فضاسازی شده است.
آبشار آتشگاه نیز در چهل كیلومتری شهر لردگان در دره‌ای روح‌افزا و دلگشا به طول دو كیلومتر در بالادست روستای كوچك آتشگاه قرار گرفته است. مسیر این آبشار از محل سرچشمه تا اتصال به رودخانه خراسان را فضای سرسبز و بی‌نظیری از انواع درختان و گیاهان جنگلی فرا گرفته است. شیب زیاد و پستی و بلندی‌های دره، آبشارهای متعدد كوچك و بزرگی را ایجاد كرده است.
مجموعه بردگوری‌ها
بردگوری‌ها (سنگ گبری‌ها)، قدیمی‌ترین آثار سنگی استان هستند كه به دوره حكومت ساسانیان تعلق دارند. در دین زرتشت به علت اعتقاد به مقدس بودن خاك، از دفن كردن اجساد خودداری كرده و آنها را در محفظه‌هایی از سنگ كه استودان (استخوان‌دان) نامیده می‌شود و در اصطلاح بختیاری به آنها بردگوری اطلاق می‌شده، قرار می‌دادند و در خطه بختیاری، در دل صخره‌ها یا سنگ‌های عظیم، فضاهایی با متوسط طول ۳/۳۰ متر و ارتفاع ۱/۲۰ متر ایجاد می‌كردند كه دارای دریچه‌هایی مربع شكل و گاهی دارای در سنگی بوده‌اند. این آثار به گونه‌ تكی یا چندتایی حفر شده و بیانگر فرهنگ تدفین در طول بیش از ۱۵۰۰ سال در منطقه و نیز نفوذ مذهب زرتشت و پیروان آن در این خطه است. این مجموعه در نزدیكی شهر اردل واقع شده است.
جاذبه‌های مردم‌شناسی
تماشای كوچ بهار و پاییز عشایر و نقل و انتقال كلیه مایملك یك خانواده توسط چهارپایان و عبور از گذرگاه‌های صعب‌العبور، چرای گله گوسفند و بز در دشت‌ها و دامنه‌های سبز، مراسم سواركاری، تیراندازی، چوب‌بازی و دیگر بازی‌های محلی، حال و هوای خاص و طراوت به یادماندنی را برای هر تازه ‌وارد به جای خواهد گذاشت. ایل بختیاری، بزرگ‌ترین ایل عشایری و كوچنده استان هستند كه زندگی‌شان از راه دامداری می‌گذرد.مراسم عروسی و اعیاد ملی و مذهبی، موسیقی بومی و محلی بختیاری و مقام‌های آن، مراسم ویژه محلی همچون مراسم طلب‌باران، هر كدام به تنهایی می‌توانند ساعت‌ها اوقات فراغت افراد علاقه‌مند به فرهنگ و آداب و رسوم ایل‌ها را پر كند.
صنایع دستی استان عموما قالی، قالیچه، گلیم، سرانداز، نمد و انواع دست بافته‌های عشایری و صنایعی چون قفل‌سازی، معرق و منبت‌‌كاری و خاتم‌كاری است.
به آنهایی كه سفر را دوست ‌دارند می‌گوییم كه چهارمحال، استانی است چهارفصل. سفر به این استان در همه ایام سال، خاطره‌انگیز و به یادماندنی است. این سرزمین، مشاهیر ادب فراوانی را در خود پرورانده است. از جمله این افراد می‌توان به پژمان بختیاری اشاره كرد كه اشعاری پراحساس و سرشار از راستی و صمیمیت و لطافت سروده است كه بد نیست در پایان به دو بیت از اشعار وی اشاره كرد كه می‌گوید:
مر آن مرز را بختیاری‌ست نام
كه بادش جهان رام و گردون به كام
گر ایران زمین، بختیاری نداشت
برآنم كه از بخت، یاری نداشت

 

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 19:30 | موضوع:

روز عشق : سپندارمزگان


روز 26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

"
اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران،

بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!

***

برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.



یه چیزم خودم اضافه کنم: یادتون باشه که ولنتاین یه مناسبت دینی برای مسیحیاست. تو آمریکا بهش میگن Hallmark holiday که این Hallmark یه شرکتیه که کارت پستال تولید می کنه. منظور این که جنبه تجاریم داره برای اینا. جشن گرفتن ولنتاین اِند غرب زدگیه که هیچ، اضافه به اون چه طرفدار دین باشید چه طرفدار فرهنگ پارسی باید از جشن گرفتنش جلوگیری کنید. مخصوصا که سپندار مذگان فقط سه روز دیر تره و هنوز چیزای ولنتاین و میفروشن!!!

پس چه تو ایران زندگی می کنید چه جای دیگه، جون اون کسی که تو این روز دوسش دارین فقط سه روز بیشتر صبر کنید و روز عاشقا رو ایرونی جشن بگیرید

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:32 | موضوع:

هپاتیت

 

هپاتیت به معنی التهاب کبد است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت آنهم از نوع C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را نشان می‌دهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز می‌کند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و خونریزی‌های گوارشی و ... است .

 

عامل بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا می‌تواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید. ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن درمان می‌تواند حیات بیمار را تهدید کند .

 

در ایران بالغ بر ۳٪ افراد آلوده به این ویروس می‌باشند

 

یرقان , تیره شدن رنگ ادرار است و این بیماری در افراد بالغ شدید تر از از کودکان است.

 

ویروس هپاتیت A: این نوع هپاتیت توسط یک ویروس شدیدا آلوده کننده و مضری ایجاد می شود و از طریق تماس های نزدیک قابل انتقال است. عمده ترین انتقال آن از طریق دهانی- مدفوعی می باشد یعنی در مناطقی که بهداشت رعایت نشده و پس از دستشویی دستها با آب و صابون شسته نمی شود و با همان دست غذا خورده می شود این ویروس به راحتی انتقال می یابد. همچنین در اثر آب, غذاها و شیر آلوده و همچنین در اثر خوردن صدف و گوشت نپخته ماهی انتقال می یابد. در زمانی که علائم بیماری و زردی بروز کرد فرد فقط باید استراحت کند تا ویروس توسط دفاع سیستم ایمنی بدن مهار شود و به تدریج التهاب کبدی به وضعیت سابق برگردد. ویروس هپاتیت B: این ویروس جزء ویروسهای کبدی DNA دار طبقه بندی می شود. از طریق مایعات بدن, خون, مقاربت جنسی ودر ماههای آخر حاملگی از مادر به جنین منتقل می شود و ابتلا به این بیماری هیچ ارتباطی به سن, فصل و جنس ندارد. دارای دروه کمون متوسط سه ماهه است. در ۵ تا ۱۰ در صد مبتلایان تبدیل به حالت مزمن می شود و گاهی منجر به سرطان کبد می شود. بافت هدف این بیماری و میزبان آن محدود و فقط در کبد, گاهی پانکراس و کلیه انسان و میمون را نیز آلوده می کند. این ویروس کوچک, دارای پوشش, دارای DNA دو رشته و حلقوی که قسمتی از آن تک رشته ای است ودارای آنزیم است .

 

روش‌های انتقال

 

این ویروس عمدتاً از طریق تماس با خون افراد آلوده منتقل می‌شود .

 

همچنین روش‌های زیر می‌تواند باعث انتقال این ویروس گردد :

 
  • ارتباط جنسی با افراد آلوده
  • استفاده از سوزن‌های آلوده که به عنوان سرنگ استفاده می‌شود، به ویژه در افراد معتاد به مواد مخدر تزریقی و همچنین سوراخ شدن بدن با هر وسیلهٔ تیز یا سوزن آلوده (مثل خالکوبی غیر بهداشتی)
  • استفاده از لوازم شخصی به صورت اشتراکی
  • دریافت فرآورده‌های خون و پلاسمای آلوده که در ایران اکثراً در بیماران تالاسمی و هموفیلی دیده می‌شود.
  • زخمی شدن پوست بدن در یک بخش آلودهٔ بیمارستانی .
 

جلوگیری

 

برای جلوگیری از انتشار این ویروس کارهای زیر ضروری به نظر می‌رسد:

 
  • استفاده از کاندوم در ارتباط جنسی با افرادی که به سالم بودن آنها اطمینان نداریم .
  • زخم و بریدگی‌های پوست را خودتان پانسمان کنید. در صورت نیاز به کمک برای پانسمان زخم از دستکش استریل استفاده شود .
  • در صورتی که به این بیماری مبتلا هستید، خون، پلاسما و اعضای بدن و بافت اهداء نکنید .
  • از ریش‌تراش، مسواک، و لوازم آرایشی با لوازم شخصی دیگران به طور مشترک استفاده نکنید.
  • به یاد داشته باشید غیر از واکسن نوع B این بیماری ، این بیماری واکسن و درمان کامل ندارد. ازاینرو پیشگیری از آلودگی دیگران با عمل به توصیه‌های بهداشتی بر عهدهٔ شماست .
 

آزمایش‌ها

 

از دیگر نکات مهم در مورد این ویروس این است که به تدریج به کبد آسیب می‌رساند. یک کبد سالم مواد شیمیایی مورد نیاز بدن را می‌سازد و مواد سمی را از خون خارج می‌کند. وقتی شما به این بیماری مبتلا می‌شوید کبد شما ملهتب می‌شود و بافت طبیعی تخریب شده به جای آن بافت فیبری و فرسوده می‌ماند .

 

پس از تشخیص پزشک آزمایش کبد انجام می‌گیرد. این کار از طریق آزمایش‌های خون، سنوگرافی و نمونه برداری از کبد کار بسیار آسانی است و از طریق بی حسی موضعی و از طریق یک سوزن نمونه گیری انجام می‌شود و بیمار حداکثر یک روز در بیمارستان بستری می‌شود .

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:31 | موضوع:

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد8رساند

در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در دره‌ای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی می‌رسد، این دهکده منظره‌ای چشم‌نواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.

30 متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را می‌توان با شهر افسانه‌ای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.

این بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرت‌انگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس می‌کند.

این ساختمان را می‌توان به یک کتاب سه‌بعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت می‌کند. معبدها به وسیله تونل‌های به شدت آراسته‌ای به هم متصل شده‌اند. حجم این تونل‌ها به 300 هزار فوت مكعب می‌رسد. اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفت‌انگیز را دارند.

 

تالار زمین

جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.

اگر تا اینجا را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!

این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی» Oberto Airaudiده ساله بود، دچار تجربه‌های دیداری عجیبی می‌شد ،او تصاویر عجیبی می‌دید که فکر می‌کرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرت‌انگیز باشد.

اوبرتو توانایی‌های ماوراء طبیعی داشت، او می‌توانست مناظر دور را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند...

 

سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت.

 

شیشه‌کاری سقف تالار آینه‌ها

 

تالار آینه‌ها

در آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز کردند. نام Damanhur از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را می‌دهد.

از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحی‌شده‌ای برای معبد داشته باشند، تنها به طرح‌ها و تصورات اوبرتو متکی بودند.

در سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با نقاشی‌ها ، کاشی‌ها، تندیس‌ها و درهای مخفی و پنجره‌هایی با شیشه رنگی پوشیده شد.

 

تالار کره‌ها

اما در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر فرار از پرداخت مالیات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدی‌تر بود، آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را دینامیت نابود خواهند کرد!!!

دادستان منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند.

مقامات سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند.

امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhurمشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی خود را پرستش نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده می‌کنند.

فالکو می گوید: «این معابد به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که هر کس توانایی‌هایی بیشتر از حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینه‌های نهان اندرونمان برسیم، می‌توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:30 | موضوع:

یك تست شخصیت سنجی مفصل

ابتدا مطمئن شوید به اندازه كافی وقت دارید و می توانید فكرتان را متمركز نمائید.

برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. ابتدا با جنگل شروع می ‌كنیم.

.جنگل

خود را دریك جنگل مجسّم كنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:

آیا جنگلی كه در آن هستید تاریك است یا روشن؟

 الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می ‌بینم.
 ب) من خود را در جنگلی در شب می ‌بینم.
 پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می ‌بینم. نه كاملاً تاریك و نه كاملاً روشن.

آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟

 الف) بله
 ب) نه

.فنجان

حال از شما می ‌خواهیم كه به میان جنگل بروید.

فنجانی را می ‌بینید. چه شكلی است؟

 الف) فنجان به نظر من با ارزش می ‌آید.
 ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد.

با آن چكار می ‌كنید؟

 الف) رهایش می ‌كنم و از كنارش می ‌گذرم.
  ب) ار زمین برمی ‌دارمش و سپس دوباره به زمین می ‌اندازمش.
  پ)  از آن استفاده می ‌كنم و سپس آن را همانجا رها می ‌كنم.
  ت) بر می ‌دارمش و با خودم می ‌برم.

.آب

به راهپیمایی در جنگل ادامه می ‌دهید تا به آبی می ‌رسید.

آبی كه می ‌بینید چه شكلی است؟

  الف) گودالی است كه آب باران در آن جمع شده است.
  ب) بركه
  پ) رود كوچك
  ت) رودخانه
  ث) دریاچه
  ج) اقیانوس

آیا آبی كه می ‌بینید جریان دارد؟

  الف) بله (تند)
  ب) بله (كند)
  پ) نه (آرام و بی‌جنب‌وجوش)
  ت) نه (كاملاً راكد)

آب چه عمقی دارد؟

  الف) خیلی كم
  ب) می ‌توانم در آن بایستم
  پ) از قد من بیشتر است.
  ت) خیلی عمیق است.

باید از آب عبور كنید. چگونه این كار را می ‌كنید؟

 الف) پیاده به آب می ‌زنم یا شنا می ‌كنم.
  ب) آن را دور می ‌زنم.
  پ) از روی پل رد می ‌شوم.
  ت) از قایق یا كشتی استفاده می ‌كنم.

.خرس

به راهتان در جنگل ادامه می ‌دهید كه ناگهان با خرسی مواجه می ‌شوید.

چه نوع خرسی است؟

 الف) یك خرس كوچولوی خوشگل
  پ) یك خرس بزرگ و واقعی

آن خرس چكار می ‌كند؟ (نزدیكترین گزینه را انتخاب كنید.)

  الف) خرس متوجه من نشده است.
  ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می ‌كند.
  پ) خرس متوجه من شده ولی با من كاری ندارد و سرگرم كار خودش است.
  ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناكی به من نگاه می ‌كند.
  ث) هیچكدام ... صاف دارد به طرف من می ‌آید.

شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چكار می ‌كنید؟

  الف) كار خاصی نمی ‌كنم. خیلی كوچولو وخوشگل است و به فكر این هستم كه آن را بغل كنم و همراه خود ببرم.
  ب) به آن توجهی نمی ‌كنم و راهم را ادامه می ‌دهم.
  پ) قبل از آن كه مرا ببیند از آنجا دور می ‌شوم.
  ت) بالای درخت می ‌روم یا پنهان می ‌شوم.
  ث) می ‌ایستم و با آن مقابله می ‌كنم. من پیروز خواهم شد.
  ج) می ‌ایستم و مقابله می ‌كنم. كمی زخمی می ‌شوم.
  چ) هیچكدام از این گزینه‌ها به انتخاب من نزدیك نیست.

.ساحل

به راهتان ادامه می ‌دهید تا به ساحلی می ‌رسید.

چند نفر آدم در آنجا می ‌بینید؟

  الف) صدها و شاید هزاران نفر.
  ب) 20 تا 100 نفر
  پ) یكیا دو نفر
  ت) هیچكس

فاصله
 شما از آنها چقدر است؟

  الف) آنقدر نزدیكند كه می ‌توان با آنها صحبت كرد.
  ب) آنقدر نزدیك نیستند كه بتوان با آنها صحبت كرد.
  پ) یا خیلی دورند ویا هیچكس در ساحل نیست.

جنگل و مسیر

جنگل نماد «زندگی» شماست و این كه شما چگونه به آن نگاه می ‌كنید. اگر شما گزینه «جنگل در روشنایی روز» را انتخاب كرده‌اید، این قویاً نشانگر این است كه به طور كلی آدم شادی هستید. هر چه نور بیشتری در جنگل ببینید به معنی این است كه زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه «جنگل در شب» را انتخاب كرده‌اید، بدین معنی است كه چیز عمده‌ای در زندگی شما وجود دارد كه می ‌خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر این است كه شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه «جنگل نه كاملاً تاریك و نه كاملاً روشن» را انتخاب كرده‌اید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است. یعنی این كه یكی دو چیز در زندگی شما وجود دارد كه مایلید آن را تغییر دهید.

اگر راهی در جنگل دیده‌اید بدین معنی است كه هنوز در زندگی خود به طور كامل جا نیافتاده‌اید. جوانترها معمولاً چنین راهی را می ‌بینند. چرا چنین است؟ راه، نماد جایی است كه به سوی آن در حركتید. كسانی كه هنوز راه مشخصی را در زندگی خود پیدا نكرده‌اند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می ‌بینند. و از طرف دیگر، كسانی كه راه زندگی خود را یافته‌اند(معمولاً افراد مسن‌تر) احتمال كمتری دارد كه راهی در بین جنگل ببینند.

 فنجان = ثروت

فنجان نماد «ثروت» و رهیافت شما به آن است. این سوال به شما این شانس را می ‌دهد كه هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما فرصت می ‌دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان باارزشی را دیده‌اید در این صورت چیزی كه برایتان باارزش است را به خودتان پاداش داده‌اید. و اگر فنجانی كه دیده‌اید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی كه فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش نداده‌اید.

اگر فنجان را رها كرده‌اید، یعنی به شما شانس داده شده كه پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشته‌اید. این بدان معنی است كه یا ثروت برای شما ارزش محسوب نمی ‌شود و یا اینكه فكر می ‌كنید «ثروت»، چیزی است كه باید برای به دست آوردنش كار و تلاش كنید.

اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداخته‌اید، بدان معنی است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر كافی كنجكاو بوده‌اید كه فنجان را از زمین برداشته‌اید، ولی آن را پشتeسرگذاشته‌اید. یا ثروت برای شما ارزش eواقعی محسوب نمی ‌شود و یا فكر می ‌كنید «ثروت» چیزی است كه باید برای بهe دست آوردنش كار و تلاش كرد.

اگر از فنجان استفاده كرده و سپس آن را همانجا رها كرده‌اید، بدین معنی است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یك استفاده فوری برای آن پیدا كرده‌اید و فوراً آن را به كار بسته‌اید. بسیاری از مردم یك فنجان چای یا قهوه می ‌بینند و آن را می ‌نوشند. شما هم چنین بوده‌اید؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشت‌اید و یك استفاده عملی برای فنجان یافته‌اید. رهیافت شما به سوی پاداش، «اینجا و اكنون» بوده است.

اگر فنجان را برداشته و با خود برده‌اید، احتمالاً فنجانی را دیده‌اید كه به نوعی برایتان باارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن سریع به خودتان را پیدا كرده‌اید و از آن استفاده نموده‌اید.

 آب = رابطه جنسی

آب، برای همه و به ویژه برای خانمها، نماد رابطه جنسی است. عمق و سرعت جریان آبی كه دیده‌اید نشانگر طرز فكر و تمایل شما در این زمینه است.

سرعت جریان آبی كه دیده‌اید بیانگر میزان میل جنسی در شماست. هر چند كه این میزان لزوماً آنچه مورد نیاز شماست نیست. هر چه سرعت جریان آب كمتر باشد نشانگر میل جنسی كمتر و هر چه بیشتر باشد نشانگر میل جنسی بیشتر است. عمق آب نیز بیانگر نحوه نگرش شما به رابطه جنسی و آنچه از آن می ‌خواهید است.

سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفكر و رهیافت شما به مسائل جنسی است. هر چه راحتتر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویكرد شما به روابط جنسی، راحتتر و آزادانه‌تر است.

 خرس= استرس

خرس، نماد مشكلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر خرس كوچولوی خوشگلی را دیده‌ باشید نشانگر این است كه زندگی شما خالی از استرس است و شما به راحتی از كنار مشكلات می ‌گذرید. همچنین نشانگر این است كه شما از زندگی‌تان لذت می ‌برد.

امّا چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امكان مواجه شدن با یك مشكل واقعی برایتان فراهم شده است. كسانی كه به طور دائم تحت فشارهای استرس قرار دارند، خرسهای بزرگتر و خطرناكتری را می ‌بینند.

چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو نشانگر این است كه چگونه به استرس و مشكلات هنگامی كه برایتان پیش می ‌آید، می ‌نگرید.

اگر خرس شما را ندیده است و یا آن كه دیده ولی سرگرم بازیهای قشنگ با خودش است، بدین معنی است كه شما مشكلات واقعی چندانی در زندگی ندارید. شما تحت استرس و نگرانیهای روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشكلی را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلاً چیز بدی نیست.

اگر خرس شما را دیده ولی با شما كاری نداشته و سرگرم كار خودش بوده است، این بدان معنی است كه با وجودی كه مشكلات متداول در زندگی شما وجود دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید.

و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناكی به شما نگاه می ‌كرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت eفشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می ‌تواند شرایط ناسالمی را برای شماe به وجود آورد.

نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است كه شما با مشكلات چگونه برخورد می ‌كنید و چگونه به حل آنها می ‌پردازید. اگر پاسخ شما این بوده كه به فكر بغل كردن خرس و همراه بردن آن بوده‌اید، در این صورت رویكرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از شما قرار دارند.

 ساحل = ارتباط با مردم

ساحل، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی كه پیرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادی كه در ساحل دیده‌اید، مستقیماً به تعداد افرادی كه مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در كنار عدّه زیادی از مردم احساس راحتی می ‌كنند. این گونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می ‌بینند. در طرف مقابل، كسانی كه هیچكس را در ساحل ندیده‌اند آنهایی هستند كه از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتی می ‌كنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و می ‌توانند مدّت زمانی طولانی با خودشان به سر برند.

اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در مكانهای شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی ‌كنید. در حالی كه اگر یك یا دو نفر را در ساحل دیده باشید، بدان معنی است كه شما فردی هستید كه نمی ‌خواهد زمان زیادی را در مكانهای شلوغ بگذراند و ترجیح می ‌دهد با یك نفر یا دونفر صحبت كند.

البته این به معنی آن نیست كه شما آدمی اجتماعی نیستید. بلكه نشانگر این است كه بیشتر تمایل به محیطهای آرام و كم جمعیت دارید. اغلب مردم، ساحل را با یك یا دو نفر می ‌بینند.

فاصله مردمی كه در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی است كه پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیك بوده‌اند كه امكان صحبت كردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط برقرار كردن با دیگران هستید.

اگر مردم آنقدر دور بوده‌اند كه امكان صحبت با آنها نبوده، بدان معنی است كه شما در اكثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید، اما دلتان می ‌خواهد كسانی را پیرامون خود داشته باشید.

و بالاخره اگر مردم خیلی دور بوده‌اند یعنی شما در اكثر مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی هستید.

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:28 | موضوع:

پیام برای 12 روح متولد 12 ماه

برای فروردین: که به جهان بیاموزد عشق معصومیت است

و از جهان بیاموزد که عشق اعتماد است

برای اردیبهشت: که به جهان بیاموزد عشق صبر و تحمل است

و از جهان بیاموزد که عشق بخشش و گذشت است

برای خرداد: که به جهان بیاموزد عشق آگاهی است

و از جهان بیاموزد که عشق احساس است

برای تیر: که به جهان بیاموزد عشق فداکاری است

و از جهان بیاموزد که عشق آزادی است

برای مرداد: که به جهان بیاموزد عشق شور و نشاط است

و از جهان بیاموزد که عشق فروتنی است

برای شهریور: که به جهان بیاموزد عشق نیاز است

و از جهان بیاموزد که عشق کمال است

برای مهر: که به جهان بیاموزد عشق زیبایی است

و از جهان بیاموزد که عشق هماهنگی است

برای آبان: که به جهان بیاموزد عشق هیجان است

و از جهان بیاموزد که عشق تسلیم است

برای آذر: که به جهان بیاموزد عشق صمیمیت است

و از جهان بیاموزد که عشق وفاداری است

برای دی: که به جهان بیاموزد عشق عقلانی است

و از جهان بیاموزد که عشق از خود گذشتگی است

برای بهمن: که به جهان بیاموزد عشق اغماض است

و از جهان بیاموزد که عشق یگانگی است

برای اسفند: که به جهان بیاموزد عشق رحم وشفقت است

و از جهان بیاموزد که عشق همه چیز است
|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:27 | موضوع:

دخترك و بادبادك http://www.cloob.com/public/public/images/smiles/16.gif

http://www.cloob.com/public/public/images/smiles/16.gifدخترك در كوچه های زندگی اش می دوید و زمان می گذشت و او بزرگ و بزرگ تر می شد. در تمام طول این سال ها احساس خوشبختی می كرد، هرچند كه زندگی اش پر از فراز و نشیب بود.

او بزرگ شد. مثل تمام دختركهایی كه بزرگ می شوند، آرزوهای بزرگ داشت. اما آرزوهایش با آرزوهای دختركهای دیگر متفاوت بود. آرزوهایش برای خودش قشنگ و برای دیگران جالب بود.
در یكی از شبهای گرم تابستان كه دخترك در خانه تنها بود، بادبادكی رنگارنگ و كاغذی به پنجره اتاقش خورد و افتاد. دخترك بیرون پرید، بدون اینكه فكر كند چه بود كه به شیشه كوبید، خم شد، بادبادك كاغذی را برداشت و به آن لبخند زد. او را به خانه برد. بادبادك در خانه دخترك ماند و او كم كم عاشق بادبادك شد. چیزی كه دخترك هیچ وقت فكرش را نمی كرد. دخترك و بادبادك بهترین روزها را با هم گذراندند، بهترین لحظه ها را. در روزهای گرم تابستان و روزهای سرد زمستان. روزها گذشت و آنها هر روز بیشتر از روز پیش عاشق هم می شدند. روزها گذشت و یك سال به پایان رسید. بادبادك كمتر حرف می زد و دل دخترك می لرزید. آخر بادبادك به پرواز عادت داشت و مدتها بود كه پرواز نكرده بود. دلش برای پرواز تنگ بود. یك روز هر دو روی پشت بام رفتند. دخترك از رفتار بادبادك تعجب كرد. بادبادك گفت: دیگر وقت آن است كه بریم. دخترك تعجب كرد و گفت: پرواز؟! بادبادك گفت: باید بپریم. دیگر وقت رفتن است. دخترك اما بال نداشت كه بپرد. اشك در چشمانش حلقه زد و گفت: من كه بال ندارم. تو هم بمان. من نمی توانم پرواز كنم.
بادبادك انگار نمی شنید و شاید نمی دید كه دخترك بال برای پریدن ندارد و چرا؟ بادبادك پرید و از بالای آسمان اشاره كرد كه دخترك هم بپرد. دخترك دلش برای بادبادك می لرزید، ولی ... ولی پرید. پریدن بدون بال و لحظه ای بعد سقوط از بام و دخترك در كف زمین. چشمان دخترك به بادبادك نگاه می كردند و دیگر حركت نكردند و ماندند برای همیشه. بادبادك پایین آمد و دید كه دخترك برای همیشه چشمانش بسته شده است و تازه اینجا بود كه بادبادك فهمید دخترك بال نداشته است.
|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:25 | موضوع:

الاغ و چاه

روزی الاغ یك مزرعه دار داخل چاهی افتاد و شروع كرد به سرو صدا كردن
صاحب الاغ كه نمی‌دانست چگونه الاغ را از چاه بیرون
 بكشد، بعد از مدتی فكر كردن با خود گفت:
«
چاه كه آب ندارد و در نهایت باید پر شود: الاغ هم كه پیر است بنابر این بیرون آوردن الاغ هیچ سودی ندارد». صاحب الاغ تصمیم خود را گرفته بود، از جا بلند شد و به سراغ همسایگانش رفت و از آنها خواست تا در پر كردن چاه به او كمك كنند تا الاغ بیچاره بیشتر از آن عذاب نكشد.
هر كدام
 از همسایگان نیز با بیلی در دست شروع به ریختن خاك به درون چاه كردند.
با ریخته
 شدن خاك به درون چاه الاغ شروع به بی‌قراری كرد و خود را به دیواره‌های چاه می‌زد و با صدای بلندی عر و عر می‌كرد. اما بعد از مدتی دیگر صدایی از الاغ نیامد. چه اتفاقی افتاده بود، آیا الاغ بیچاره واقعاً زنده به گور شده بود یا قضیه چیز دیگری بود.. صاحب الاغ وقتی دیگر صدای الاغش را نشنید به درون چاه نگاه كرد و در كمال تعجب دید هر بار كه خاك به چاه ریخته می‌شود الاغ خاك را از پشت خود می‌تكاند و روی آن می‌ایستد. با این كار الاغ توانست با تكاندن خاك از روی خود و ایستادن روی لایه‌های جدید خاك به دهانهء چاه برسد و موجب شگفتی صاحب خود و همسایگان شود.
انسان هم در زندگی با مشكلات و مسایل (همان خاكی كه روی الاغ ریخته می‌شد
) زیادی روبرو می‌شود. اما كسی از این مشكلات سربلند و پیروز بیرون می‌آید كه نگذارد آنها او را از پای درآروند و زندگی را برای او مختل كنند. انسانی پیروز است كه از مشكلات به نفع خود استفاده كند و با غلبه بر مشكلات (ایستادن روی خاك) راه نجات خود را پیدا كند.
همهء ما از چاه مشكلات نه با دست روی دست گذاشتن و تماشای زنده به
 گور شدن خود، بلكه با تسلیم نشدن در برابر آنها رهایی می‌یابیم و به زندگانی پر نشاط و موفقی دست پیدا می‌كنیم

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:24 | موضوع:

( این داستان واقعی است )

در یک بعد از ظهر آفتابی در یک پیک‌نیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد.

وی بلافاصله از زمین برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط کمی شوک زده به نظر می‌رسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا رفته است.

اینگرید در اثر ضربه‌ای که در پیک‌نیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان فردی وجود داشت که می‌توانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالا اینگرید الان زنده بود. پس لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه کنید:

 

روش تشخیص ضربه مغزی:

پزشکان معتقدند اگر فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها می‌توانند عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول می‌کشد تا عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانه‌ای نشوند. به همین منظور پزشکان توصیه می‌کنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:

1. از مصدوم بخواهید که لبخند بزند.

2. از وی بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.

3. از مصدوم بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز هوا آفتابی است.)


اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان برسانید.

 

بعد از اینکه تشخیص داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش می‌توانند به ضعف عضلات صورت, مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند.

 

لطفا این مطلب را برای تمام دوستان و اطرافیان خود بفرستید. شاید با این کار بتوانید از مرگ یکی از دوستان یا اطرافیان خود جلوگیری کرده و زندگی وی را نجات دهید.

|+| نوشته شده توسط محمد بنی طالبی در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 18:23 | موضوع:
فيلتر شكن
معرفي استان چهارمحال و بختياري
عشق
بيماري ها هپاتيت
عجايب هشت گانه
روانشناسي
پیام برای 12 روح متولد 12 م
دخترك و بادبادك
الاغ و چاه
ضربه مغزي
فرشته بيكار
عشق چيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
طالع بيني از روي گروه های خونی :
به صورت خود سیلی نزن!
۱۰ کلید موفقیت از نظر دیپاک چوپرا
خونسردي

شهريار
فرخي يزدي
حكيم ثنايي غزنوي