|
|
وجه
تسميه و پيشينه تاريخي استان
چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينهاش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين
آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از
تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست.
از جمله حاكمان اين
منطقه میتوان از شخصی به
نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته
نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.
|
|
مشخصات جغرافيايي استان
چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش
كوههای داخلی و
استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به
استان اصفهان، از غرب
به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود
است. استان چهار
محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی
پهنای شمالی و 59
درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار
گرفته است. اين استان
منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه
ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از
باختر به طرف خاور
نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و
به دره های باز و
دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان،
كيار، گندمان، ميزدج
ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و
بختياری 6 شهرستان دارد
كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و
اردل است. بر اساس
آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود
763912 نفر بوده است. استان
چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و
رسوم حاكم بر جامعه
بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری
درمنطقه است كه از
جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند. |
آثار تاريخي
«آقار سنگي صخره ايي
» برد گوري ها (در بهمن آباد و دوآب صمصامي و سرحون
) نقوش برجسته سنگي (شيرين ، او، الگي در بازفت) مربوط
به دوره اليماييان
طاق سنگي هاي حوالي جونقان
پل خداآفرين در بازفت
كتيبه هاي سنگي ، تصويرنگاري جهان بين
نقوش چوپاني قلعه تك
كتيبه هاي سنگلي رخ
كتيبه هاي مشروطيت در پيرغار (فارسان
) ابنيه مذهبي
«مساجد»
مسجد اتابكان شهركرد و مساجد جامع شهرهاي شهركرد، نقنه،
كيان، هرچگان، فارسان، هفشجان، و دستگرد امامزاده و حاج شيخ علي بروجن.
«بقاع متبركه»
امامزادگان حمزه علي (ع) در بلداجي، سيدبهاالدين (ع) در
شيخ شبان، محمد(ع) در بارده، عبدالله (ع) در سورك، عسكرعلي (ع) در گندمان، حيدربن
مالك (ع) در باباحيدر، حليمه و حكيمه خاتون (س) در شهركرد و علي اكبر(ع) در دستگرد
و...
«سقاخانه ها»
سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) در شهركرد.
|
|||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
روز عشق : سپندارمزگان
روز
26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار
مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز
عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه
بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از
روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا
مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین
راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و
فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است.
سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.
زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می
نگرد و همه را چون مادری در دامان پر
مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر
ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می
شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا
شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و
كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه
در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ
نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در
كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز
زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده
و از آنها اطاعت می كردند.
ملت
ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون
جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی
روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی
ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ
باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها
هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند.
آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه
ملت های دیگر شیوه های زندگی و
فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه
عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از
سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم
كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار
زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن
ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا
جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم
دیگران،
بی
اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه
دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش
كرده اند!
***
برای
اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت
فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی
در تاریخ آن ملت نهاده شده است.
اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و
اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و
حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك
ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ
كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
یه
چیزم خودم اضافه کنم: یادتون باشه که
ولنتاین یه مناسبت دینی برای مسیحیاست. تو آمریکا بهش میگن Hallmark holiday که این
Hallmark یه شرکتیه که کارت پستال تولید می کنه. منظور این که جنبه تجاریم داره برای اینا. جشن
گرفتن ولنتاین اِند غرب زدگیه که هیچ،
اضافه به اون چه طرفدار دین باشید چه طرفدار فرهنگ پارسی باید از جشن گرفتنش جلوگیری کنید. مخصوصا که
سپندار مذگان فقط سه روز دیر تره و هنوز
چیزای ولنتاین و میفروشن!!!
پس
چه تو ایران زندگی می کنید چه
جای دیگه، جون اون کسی که تو این روز دوسش دارین فقط سه روز بیشتر صبر کنید و روز عاشقا رو ایرونی جشن بگیرید
هپاتیت
هپاتیت
به معنی التهاب کبد است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و
برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت آنهم از نوع
C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را
نشان میدهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در
موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز میکند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و
خونریزیهای گوارشی و ... است .
عامل
بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا میتواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید.
ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن
درمان میتواند حیات بیمار را تهدید کند .
در
ایران بالغ بر ۳٪ افراد آلوده به این ویروس میباشند
یرقان
, تیره شدن رنگ ادرار است و این بیماری در افراد بالغ شدید تر از از کودکان
است.
ویروس
هپاتیت A: این نوع هپاتیت توسط یک ویروس شدیدا آلوده کننده و مضری ایجاد می شود و از
طریق تماس های نزدیک قابل انتقال است.
عمده ترین انتقال آن از طریق دهانی- مدفوعی می باشد یعنی در
مناطقی که بهداشت رعایت نشده و پس از دستشویی دستها با آب و صابون شسته نمی شود و
با همان دست غذا خورده می شود این ویروس به راحتی انتقال می یابد. همچنین در اثر
آب, غذاها و شیر آلوده و همچنین در اثر خوردن صدف و گوشت نپخته ماهی انتقال می یابد.
در زمانی که علائم بیماری و زردی بروز کرد فرد فقط باید استراحت کند تا ویروس توسط
دفاع سیستم ایمنی بدن مهار شود و به تدریج التهاب کبدی به وضعیت سابق برگردد. ویروس هپاتیت B: این ویروس جزء
ویروسهای کبدی DNA دار طبقه بندی می شود. از طریق مایعات بدن, خون, مقاربت جنسی ودر
ماههای آخر حاملگی از مادر به جنین منتقل می شود و ابتلا به این بیماری هیچ
ارتباطی به سن, فصل و جنس ندارد. دارای دروه کمون متوسط سه ماهه است. در ۵ تا ۱۰
در صد مبتلایان تبدیل به حالت مزمن می شود و گاهی منجر به سرطان کبد می شود. بافت
هدف این بیماری و میزبان آن محدود و فقط در کبد, گاهی پانکراس و کلیه انسان و
میمون را نیز آلوده می کند. این ویروس کوچک, دارای پوشش, دارای DNA دو رشته و حلقوی
که قسمتی از آن تک رشته ای است ودارای آنزیم است .
روشهای انتقال
این
ویروس عمدتاً از طریق تماس با خون افراد آلوده منتقل میشود
.
همچنین
روشهای زیر میتواند باعث انتقال این ویروس گردد :
جلوگیری
برای
جلوگیری از انتشار این ویروس کارهای زیر ضروری به نظر میرسد:
آزمایشها
از
دیگر نکات مهم در مورد این ویروس این است که به تدریج به کبد آسیب میرساند. یک
کبد سالم مواد شیمیایی مورد نیاز بدن را میسازد و مواد سمی را از خون خارج میکند.
وقتی شما به این بیماری مبتلا میشوید کبد شما ملهتب میشود و بافت طبیعی تخریب
شده به جای آن بافت فیبری و فرسوده میماند
.
پس
از تشخیص پزشک آزمایش کبد انجام میگیرد. این کار از طریق آزمایشهای خون،
سنوگرافی و نمونه برداری از کبد کار بسیار آسانی است و از طریق بی حسی موضعی و از
طریق یک سوزن نمونه گیری انجام میشود و بیمار حداکثر یک روز در بیمارستان بستری
میشود .
بنای
زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد8رساند
در دامنه کوه آلپ در شمال
ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در درهای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که
قدمت آن به قرون وسطی میرسد، این دهکده منظرهای چشمنواز دارد، اما بنای عجیبی
که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار
دارد.
30
متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را میتوان با
شهر افسانهای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.
این
بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرتانگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را
در سینه حبس میکند.
این ساختمان را میتوان به یک
کتاب سهبعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت میکند. معبدها به وسیله تونلهای
به شدت آراستهای به هم متصل شدهاند. حجم این تونلها به 300 هزار فوت مكعب میرسد.
اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفتانگیز را دارند.
تالار
زمین
جالب
است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.
اگر تا اینجا را خوانده باشید،
شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!
این
بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو
آیرودی» Oberto Airaudiده ساله بود، دچار تجربههای دیداری عجیبی میشد
،او تصاویر عجیبی میدید که فکر میکرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرتانگیز
باشد.
اوبرتو
تواناییهای ماوراء طبیعی داشت، او میتوانست مناظر دور را ببیند و جزئیات
ساختمانی هر بنایی را تصور کند...
سرانجام
او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو»
خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری
سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای
در آنجا ساخت.
شیشهکاری
سقف تالار آینهها
تالار
آینهها
در
آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز
کردند. نام Damanhur از نام
معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را میدهد.
از
آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی
با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه
کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد
شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحیشدهای برای معبد داشته باشند، تنها به
طرحها و تصورات اوبرتو متکی بودند.
در
سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با
نقاشیها ، کاشیها، تندیسها و درهای مخفی و پنجرههایی با شیشه رنگی پوشیده شد.
تالار
کرهها
اما
در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر
فرار از پرداخت مالیات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدیتر بود،
آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را
دینامیت نابود خواهند کرد!!!
دادستان
منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به
نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند.
مقامات
سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی
تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند.
امروزه
کسانی که در ساختن معبد Damanhurمشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه،
سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی خود را پرستش
نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده میکنند.
فالکو
می گوید: «این معابد به انسانها یادآوری میکنند که هر کس تواناییهایی بیشتر از
حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینههای نهان اندرونمان برسیم، میتوانیم
به آنها دسترسی پیدا کنیم.»
یك تست شخصیت سنجی مفصل
ابتدا مطمئن شوید به اندازه كافی وقت دارید و می توانید
فكرتان را متمركز نمائید.
برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را
به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. ابتدا با جنگل شروع می كنیم.
.جنگل
خود را دریك جنگل مجسّم كنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:
آیا جنگلی كه در آن هستید تاریك است یا روشن؟
الف) من خود را
در جنگلی در روشنایی روز می بینم.
ب) من خود را
در جنگلی در شب می بینم.
پ) من خود را
در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می بینم. نه كاملاً تاریك و نه كاملاً
روشن.
آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟
الف) بله
ب) نه
.فنجان
حال از شما می خواهیم كه به میان جنگل بروید.
فنجانی را می بینید. چه شكلی است؟
الف) فنجان به
نظر من با ارزش می آید.
ب) فنجان به
نظر من ارزش چندانی ندارد.
با آن چكار می كنید؟
الف) رهایش می كنم
و از كنارش می گذرم.
ب) ار زمین
برمی دارمش و سپس دوباره به زمین می اندازمش.
پ) از آن استفاده
می كنم و سپس آن را همانجا رها می كنم.
ت) بر می دارمش
و با خودم می برم.
.آب
به راهپیمایی در جنگل ادامه می دهید تا به آبی می رسید.
آبی كه می بینید چه شكلی است؟
الف) گودالی
است كه آب باران در آن جمع شده است.
ب) بركه
پ) رود كوچك
ت) رودخانه
ث) دریاچه
ج) اقیانوس
آیا آبی كه می بینید جریان دارد؟
الف) بله
(تند)
ب) بله (كند)
پ) نه (آرام و
بیجنبوجوش)
ت) نه (كاملاً
راكد)
آب چه عمقی دارد؟
الف) خیلی كم
ب) می توانم
در آن بایستم
پ) از قد من
بیشتر است.
ت) خیلی عمیق
است.
باید از آب عبور كنید. چگونه این كار را می كنید؟
الف) پیاده به
آب می زنم یا شنا می كنم.
ب) آن را دور
می زنم.
پ) از روی پل
رد می شوم.
ت) از قایق یا
كشتی استفاده می كنم.
.خرس
به راهتان در جنگل ادامه می دهید كه ناگهان با خرسی مواجه می شوید.
چه نوع خرسی است؟
الف) یك خرس
كوچولوی خوشگل
پ) یك خرس
بزرگ و واقعی
آن خرس چكار می كند؟ (نزدیكترین گزینه را انتخاب كنید.)
الف) خرس
متوجه من نشده است.
ب) خرس متوجه
من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می كند.
پ) خرس متوجه
من شده ولی با من كاری ندارد و سرگرم كار خودش است.
ت) خرس متوجه
من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناكی به من نگاه می كند.
ث) هیچكدام
... صاف دارد به طرف من می آید.
شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چكار می كنید؟
الف) كار خاصی
نمی كنم. خیلی كوچولو وخوشگل است و به فكر این هستم كه آن را بغل كنم و همراه خود
ببرم.
ب) به آن
توجهی نمی كنم و راهم را ادامه می دهم.
پ) قبل از آن
كه مرا ببیند از آنجا دور می شوم.
ت) بالای درخت
می روم یا پنهان می شوم.
ث) می ایستم
و با آن مقابله می كنم. من پیروز خواهم شد.
ج) می ایستم
و مقابله می كنم. كمی زخمی می شوم.
چ) هیچكدام از
این گزینهها به انتخاب من نزدیك نیست.
.ساحل
به راهتان ادامه می دهید تا به ساحلی می رسید.
چند نفر آدم در آنجا می بینید؟
الف) صدها و
شاید هزاران نفر.
ب) 20 تا 100
نفر
پ) یكیا دو
نفر
ت) هیچكس
فاصله شما از آنها
چقدر است؟
الف) آنقدر
نزدیكند كه می توان با آنها صحبت كرد.
ب) آنقدر
نزدیك نیستند كه بتوان با آنها صحبت كرد.
پ) یا خیلی
دورند ویا هیچكس در ساحل نیست.
جنگل و مسیر
جنگل نماد «زندگی» شماست و این كه شما چگونه به آن نگاه
می كنید. اگر شما گزینه «جنگل در روشنایی روز» را انتخاب كردهاید، این قویاً
نشانگر این است كه به طور كلی آدم شادی هستید. هر چه نور بیشتری در جنگل ببینید به
معنی این است كه زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه «جنگل
در شب» را انتخاب كردهاید، بدین معنی است كه چیز عمدهای در زندگی شما وجود دارد
كه می خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر
این است كه شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه «جنگل نه كاملاً
تاریك و نه كاملاً روشن» را انتخاب كردهاید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است.
یعنی این كه یكی دو چیز در زندگی شما وجود دارد كه مایلید آن را تغییر دهید.
اگر راهی در جنگل دیدهاید بدین معنی است كه هنوز در
زندگی خود به طور كامل جا نیافتادهاید. جوانترها معمولاً چنین راهی را می بینند.
چرا چنین است؟ راه، نماد جایی است كه به سوی آن در حركتید. كسانی كه هنوز راه
مشخصی را در زندگی خود پیدا نكردهاند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می بینند.
و از طرف دیگر، كسانی كه راه زندگی خود را یافتهاند(معمولاً افراد مسنتر) احتمال
كمتری دارد كه راهی در بین جنگل ببینند.
فنجان = ثروت
فنجان نماد «ثروت» و رهیافت شما به آن است. این سوال به
شما این شانس را می دهد كه هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما
فرصت می دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان باارزشی را دیدهاید در این
صورت چیزی كه برایتان باارزش است را به خودتان پاداش دادهاید. و اگر فنجانی كه
دیدهاید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی كه فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش
ندادهاید.
اگر فنجان را رها كردهاید، یعنی به شما شانس داده شده
كه پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشتهاید. این بدان معنی است كه یا ثروت
برای شما ارزش محسوب نمی شود و یا اینكه فكر می كنید «ثروت»، چیزی است كه باید
برای به دست آوردنش كار و تلاش كنید.
اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداختهاید،
بدان معنی است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر كافی
كنجكاو بودهاید كه فنجان را از زمین برداشتهاید، ولی آن را پشتeسرگذاشتهاید. یا ثروت برای شما ارزش eواقعی محسوب نمی شود و یا فكر می كنید «ثروت» چیزی است
كه باید برای بهe
دست آوردنش كار و تلاش كرد.
اگر از فنجان استفاده كرده و سپس آن را همانجا رها كردهاید،
بدین معنی است كه شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یك استفاده فوری برای آن
پیدا كردهاید و فوراً آن را به كار بستهاید. بسیاری از مردم یك فنجان چای یا
قهوه می بینند و آن را می نوشند. شما هم چنین بودهاید؟ شما شانس پاداش گرفتن را
پشت سر گذاشتاید و یك استفاده عملی برای فنجان یافتهاید. رهیافت شما به سوی
پاداش، «اینجا و اكنون» بوده است.
اگر فنجان را برداشته و با خود بردهاید، احتمالاً
فنجانی را دیدهاید كه به نوعی برایتان باارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن
سریع به خودتان را پیدا كردهاید و از آن استفاده نمودهاید.
آب = رابطه جنسی
آب، برای همه و به ویژه برای خانمها، نماد رابطه جنسی
است. عمق و سرعت جریان آبی كه دیدهاید نشانگر طرز فكر و تمایل شما در این زمینه
است.
سرعت جریان آبی كه دیدهاید بیانگر میزان میل جنسی در
شماست. هر چند كه این میزان لزوماً آنچه مورد نیاز شماست نیست. هر چه سرعت جریان
آب كمتر باشد نشانگر میل جنسی كمتر و هر چه بیشتر باشد نشانگر میل جنسی بیشتر است.
عمق آب نیز بیانگر نحوه نگرش شما به رابطه جنسی و آنچه از آن می خواهید است.
سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفكر و رهیافت شما به
مسائل جنسی است. هر چه راحتتر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویكرد شما به روابط
جنسی، راحتتر و آزادانهتر است.
خرس= استرس
خرس، نماد مشكلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر
خرس كوچولوی خوشگلی را دیده باشید نشانگر این است كه زندگی شما خالی از استرس است
و شما به راحتی از كنار مشكلات می گذرید. همچنین نشانگر این است كه شما از زندگیتان
لذت می برد.
امّا چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امكان
مواجه شدن با یك مشكل واقعی برایتان فراهم شده است. كسانی كه به طور دائم تحت
فشارهای استرس قرار دارند، خرسهای بزرگتر و خطرناكتری را می بینند.
چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو
نشانگر این است كه چگونه به استرس و مشكلات هنگامی كه برایتان پیش می آید، می نگرید.
اگر خرس شما را ندیده است و یا آن كه دیده ولی سرگرم
بازیهای قشنگ با خودش است، بدین معنی است كه شما مشكلات واقعی چندانی در زندگی
ندارید. شما تحت استرس و نگرانیهای روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشكلی
را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلاً چیز بدی نیست.
اگر خرس شما را دیده ولی با شما كاری نداشته و سرگرم كار
خودش بوده است، این بدان معنی است كه با وجودی كه مشكلات متداول در زندگی شما وجود
دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید.
و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و
ترسناكی به شما نگاه می كرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت eفشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می تواند
شرایط ناسالمی را برای شماe
به وجود آورد.
نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است كه
شما با مشكلات چگونه برخورد می كنید و چگونه به حل آنها می پردازید. اگر پاسخ
شما این بوده كه به فكر بغل كردن خرس و همراه بردن آن بودهاید، در این صورت
رویكرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از
شما قرار دارند.
ساحل = ارتباط با مردم
ساحل، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی كه پیرامونتان
قرار دارند است. تعداد افرادی كه در ساحل دیدهاید، مستقیماً به تعداد افرادی كه
مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در كنار عدّه زیادی
از مردم احساس راحتی می كنند. این گونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می بینند.
در طرف مقابل، كسانی كه هیچكس را در ساحل ندیدهاند آنهایی هستند كه از تنها بودن
با خودشان احساس آرامش و راحتی می كنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و
می توانند مدّت زمانی طولانی با خودشان به سر برند.
اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در
مكانهای شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی كنید. در حالی كه اگر یك یا دو نفر را
در ساحل دیده باشید، بدان معنی است كه شما فردی هستید كه نمی خواهد زمان زیادی را
در مكانهای شلوغ بگذراند و ترجیح می دهد با یك نفر یا دونفر صحبت كند.
البته این به معنی آن نیست كه شما آدمی اجتماعی نیستید.
بلكه نشانگر این است كه بیشتر تمایل به محیطهای آرام و كم جمعیت دارید. اغلب مردم،
ساحل را با یك یا دو نفر می بینند.
فاصله مردمی كه در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی
ارتباط شما با افرادی است كه پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیك بودهاند
كه امكان صحبت كردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط
برقرار كردن با دیگران هستید.
اگر مردم آنقدر دور بودهاند كه امكان صحبت با آنها
نبوده، بدان معنی است كه شما در اكثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران
ندارید، اما دلتان می خواهد كسانی را پیرامون خود داشته باشید.
و بالاخره اگر مردم خیلی دور بودهاند یعنی شما در اكثر
مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی
هستید.
پیام
برای 12 روح متولد 12 ماه
و از جهان بیاموزد که عشق فروتنی است
دخترك
و بادبادك![]()
![]()
الاغ
و چاه
روزی الاغ یك مزرعه دار داخل چاهی افتاد و شروع
كرد به سرو صدا كردن
صاحب الاغ كه نمیدانست چگونه الاغ را از چاه
بیرون بكشد، بعد از مدتی فكر كردن با خود گفت:
« چاه كه آب ندارد و در نهایت
باید پر شود: الاغ هم كه پیر است بنابر
این بیرون آوردن الاغ هیچ سودی ندارد». صاحب الاغ تصمیم
خود را گرفته بود، از جا بلند شد و به سراغ همسایگانش رفت و از آنها خواست تا در
پر كردن چاه به او كمك كنند تا الاغ بیچاره بیشتر از آن عذاب نكشد.
هر كدام از
همسایگان نیز با بیلی در دست شروع به ریختن خاك به درون چاه كردند.
با ریخته شدن
خاك به درون چاه الاغ شروع به بیقراری كرد و خود را به دیوارههای چاه میزد و با
صدای بلندی عر و عر میكرد. اما بعد از مدتی دیگر صدایی از الاغ نیامد. چه اتفاقی
افتاده بود، آیا الاغ بیچاره واقعاً زنده به گور شده بود یا قضیه چیز دیگری بود..
صاحب الاغ وقتی دیگر صدای الاغش را نشنید به درون چاه نگاه كرد و در كمال تعجب
دید هر بار كه خاك به چاه ریخته میشود الاغ خاك را از پشت خود میتكاند و روی آن
میایستد. با این كار الاغ توانست با تكاندن خاك از روی خود و ایستادن روی لایههای
جدید خاك به دهانهء چاه برسد و موجب شگفتی صاحب خود و همسایگان شود.
انسان هم در زندگی با مشكلات و مسایل (همان
خاكی كه روی الاغ ریخته میشد) زیادی روبرو میشود. اما كسی از
این مشكلات سربلند و پیروز بیرون میآید كه نگذارد آنها
او را از پای درآروند و زندگی را برای او مختل كنند. انسانی پیروز است كه از مشكلات
به نفع خود استفاده كند و با غلبه بر مشكلات (ایستادن روی خاك) راه نجات خود را
پیدا كند.
همهء ما از چاه مشكلات نه با دست روی دست
گذاشتن و تماشای زنده به گور شدن خود، بلكه با تسلیم
نشدن در برابر آنها رهایی مییابیم و به زندگانی پر نشاط
و موفقی دست پیدا میكنیم
( این داستان واقعی است )
در یک بعد از ظهر
آفتابی در یک پیکنیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش
بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد.
وی بلافاصله از زمین
برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش
پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و
صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط
کمی شوک زده به نظر میرسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید
حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا
رفته است.
اینگرید در اثر ضربهای
که در پیکنیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان
فردی وجود داشت که میتوانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالا
اینگرید الان زنده بود. پس لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه
کنید:
روش تشخیص ضربه مغزی:
پزشکان معتقدند اگر
فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها میتوانند
عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم
به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول میکشد تا
عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه
مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانهای نشوند. به
همین منظور پزشکان توصیه میکنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن
بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:
1. از مصدوم
بخواهید که لبخند بزند.
2. از وی
بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.
3. از مصدوم
بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز
هوا آفتابی است.)
اگر مصدوم در
پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان
برسانید.
بعد از اینکه تشخیص
داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش میتوانند به ضعف عضلات صورت,
مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز
درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به
خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند.
لطفا این مطلب را برای
تمام دوستان و اطرافیان خود بفرستید. شاید با این کار بتوانید از مرگ یکی از
دوستان یا اطرافیان خود جلوگیری کرده و زندگی وی را نجات دهید.